المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
69
مروج الذهب ( فارسى )
91 ذكر شمهاى از اخبار هند و عقايد هندوان و آغاز ممالك و ملوك آن ديار گروهى از اهل علم و نظر و بحث كه در ملاحظهء امور و آغاز اين جهان بنهايت رسيدهاند گويند جماعتى كه بروزگاران قديم و پارسايى و حكمت داشتند هندوان بودند زيرا وقتى نسلها بوجود آمد و جماعتها نمودار شد هندوان خواستند مملكتى داشته باشند و بر مركز ملك چيره شوند كه رياست خاص ايشان شود ، بزرگانشان گفتند ما اهل تقدم بودهايم و سرانجام از آن ماست و آخر و اول و نهايت خاص ماست و پدر از ما ، در جهان نفوذ كرد و نبايد بگذاريم كسى بخلاف ما رود و دشمنى ما كند يا بما اعتنا نكند و گر نه بر او تازيم و از ميانش برداريم تا به اطاعت ما باز آيد ، و بر اين هم سخن شدند و شاهى براى خود انتخاب كردند كه برهمن اكبر و ملك اعظم و پيشواى مقدم هند بود و بدوران وى حكمت آشكار شد و علما پيشى گرفتند و آهن از معدن استخراج كردند و هم در ايام او شمشير و خنجر و بسيارى اقسام اسلحه ساخته شد . وى معبدها به پا كرد و بجواهر براق نور - افشان بياراست و افلاك و دوازده برج و ستارگان را در آنجا تصوير كرد و كيفيت جهان را بتصوير وانمود و هم بتصوير ، اثر ستارگان را در جهان و در كار توليد موجودات حيوانى از ناطق و غير ناطق بيان كرد و حال مدبر اعظم را كه خورشيد است نمودار كرد و در كتاب خويش بر همان همهء اين چيزها را بياورد و فهم آن را بعقول عوام نزديك كرد و ادراك مطالب عالىتر را در خاطر خواص